السيد عز الدين الحسيني الزنجاني

25

تفسير سوره مباركه حمد ( فارسى )

مىگفتند : خوب است بخوريد ، انسان مىگفت : ميل ندارم ؛ يعنى جاذبه ندارم ، تا جاذبه نباشد ترقّى و رشد بدن فراهم نمىآيد . يا در مورد بقاى نوع ، اگر كشش و جاذبه وجود نداشت ، انسان‌ها اقدامى براى بقاى نوع نمىكردند ، و به همين دليل است كه قرآن مىفرمايد : « زُيِّنَ لِلنّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَالبَنِينَ وَالقَناطِيرِ المُقَنْطَرَةِ . . . . » « 1 » يعنى نظام طبيعى اقتضا مىكند كه كرهء زمين به وسيلهء انسان آباد شود ، و اين جز به وسيلهء جاذبه ممكن نبود ، اگر كشش والدين نسبت به توليد اولاد ، و سپس علاقه به خود اولاد نبود ، و فقط فوايد آن را مىگفتند ، قطعاً ممكن نبود نسل انسان بقا يابد ، و همين جاذبه است كه موجب شده ، والدين مشقّت‌ها را تحمّل كنند و به تربيت فرزندان بپردازند : شبها بَرِ گاهوارهء من * بيدار نشست و خفتن آموخت دستم بگرفت و پا به پا برد * تا شيوهء راه رفتن آموخت « 2 » مادر نيز خسته مىشود و مىخواهد بخوابد ، امّا عشق و علاقهء به فرزند ، موجب مىشود كه بدون منّت بيدار بماند . سنت الهى ايجاب مىكرد بشر متمدّن باشد ، بنابراين ، در هر فردى جاذبه‌اى براى يك صنعتى ، علمى و يا هنرى قرار داده است . هم چنان كه عاشق است بر سرورى * عاشق است خواجه بر آهنگرى هر كسى را بهر كارى ساخته‌اند * ذوق او را در دلش انداخته‌اند « 3 » سنّت خداوند در آبادى جامعهء بشرى عبارت است از : ايجاد كشش ، جاذبه و ذوق ، حتّى دربارهء اعمال بد نيز ، گرايش وجود دارد « افَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَءَاهُ حَسَناً » . « 4 »

--> ( 1 ) . آل عمران ( 3 ) آيهء 14 . . ( 2 ) . ايرج ميرزا . ( 3 ) . شيخ بهايى ، كشكول ، ج 1 ، ص 260 . ( 4 ) . فاطر ( 35 ) آيهء 8 . .